![]() |
![]() |
|
| دوست من سلام |
|
سلام میدونم که برات زحمته اما باید ببخشی سعی میکنم این لطفتو جبران کنم To this end we are consolting with our existing and new stakeholders – such as the law enforcement community – to insure we thoughtfully consider their concerns and establish a responsive customer – focused organization. We truly are putting together a new fema. Our efforts are paying dividends and I will use femas response to the short-live hurricane Ernesto which approached Fema state liaisons were deployed to state emergency operations centers to facilitate coordination between state and feds principal federal officials had med with states prior to the storm for better familiarity and to clarify respective roles . video conference calls with states were focused and included the right respresentatives. Fema tested new systems and prosses. The new national response coordination center at fema was up and functional. Video teleconferences included Competitive grant process leads to the selection of top projects for 400 million alternative housing pilot program The department of homeland securitys federal emergency management agency announced today projects selected under the alternative housing pilot program Travel trailers and mobile homes This program will also provide housing to people with on-going housing needs due to the 2005 hurricanes in the gulf coast. The department of homeland securitys federal emergency management agency has established new New guidelines that will result in an increase of its inventory of manufactured housing units accessible to persons with physical disabilities the guidelines provide for a system to identify disaster victims accessibility needs the size of the household ond the tipe of housing unit appropriate for their needs. Especially for news media Overview of fema operations Ten most costly disasters NIMS compliance 2007 Call 1 (800) 323-9603 Hurricane relief fraud hotline Fema employment opportunities Fema acronyms abbreviations and terms Hotel/ motel fire –safe list Emergency management accreditation program Interagency board for equipment standardization and inter operability Information infrastructure project Disaster help.gov Comprehensive HAZMAT emergency response – capability assessment program State and local guide 101 Six coloradao counties added to fema snow emergency declarations Everyone faces the risk of natural Disaster and no plan to protect property can be compelet without insurance coverage against potential damage and loss News madia Tips for filing an insurance claim Mitigation best protectes and case studies – a collection of illustrated stories about mitigation ideas or projects including sources that protects both people and property from future devastating losses Fema has more than 2600 full time employees. At regional and area offices across the country the Fema has 4000 slandby disaster assistance employees who are available for deployment after disaster. Or see Our “contact us” page for more contact information Information for claims adjusters lenders real state agence Upcoming conferences and meetings dealing with hazard and disasters Taking care of those needing assistance |
|
گورکن زمانی هنگامی که داشتم یکی از خویشتن های مرده ام را به خاک می سپردم گورکن پیش آمد و به من گفت: از میان همه کسانی که برای به خاک سپردن مرده به اینجا می آیند من تنها تو را دوست دارم . گفتم: تو بی اندازه لطف داری ، ولی برای چه مرا دوست می داری ؟ |
|
کشتی در حال غرق شدن بود . ناخدا فرمان خروج از کشتی را صادر کرد . مردها برای خروج هجوم آورده بودند. ناخدا مانع خروج مردها شد و گفت: خجالت بکشید حق تقدم با زنان است . زنان بسیار خوشحال شدند و ضمن تشکر از ناخدا به خاطر رعایت حق خانم ها یکی یکی از کشتی خارج شدند... پنج دقیقه بعد ناخدا گفت : آقایان بفرمائید پیاده شوید کوسه ها به اندازه کافی سیر شدند
|
|
همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند...به جز مداد سفيد...هيچ کسي به او کار نمي داد...همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري}...يک شب که مداد رنگي ها...توي سياهي کاغذ گم شده بودند...مداد سفيد تا صبح کار کرد...ماه کشيد...مهتاب کشيد...و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توي جعبه ي مداد رنگي...جاي خالي او...با هيچ رنگي پر نشد
|
|
روزی در شهر دور دستی به نام ویرانی پادشاهی حکومت می کرد که هم توانا بود و هم دانا. مردمان از توانایی اش میترسیدند و به سبب دانایی اش دوستش می داشتند در میان این شهر چاهی بود که آب سرد و زلالی داشت و همه مردم شهر از آن می نوشیدند، حتی پادشاه و درباریانش زیرا که چاه دیگری نبود. یک شب هنگامیکه همه در خواب بودند ، جادوگری وارد شهر شد و هفت قطره از مایع شگفتی در چاه ریخت و گفت : از این به بعد هر که از این آب بنوشد دیوانه می شود. بامداد فردا همه ساکنان شهر ، به جز پادشاه و وزیرش ، از چاه آب نوشیدند و دیوانه شدند، چنانکه جادوگر گفته بود. آن روز مردمان در کوچه های باریک و در بازارها کاری نداشتند جز اینکه با هم نجوا کنند:پادشاه ما دیوانه است. پادشاه ما و وزیرش عقلشان را از دست داده اند. یقین است که ما نمی توانیم به حکومت پادشاه دیوانه تن در دهیم باید او را سرنگون کنیم. آن شب پادشاه فرمود تا یک جام زرین از آب چاه پر کنند وقتی جام را آوردند از آن نوشید و به وزیرش داد تا او هم بنوشد. از آن شهر دور دست ویرانی غریو شادمانی برخاست، زیرا که پادشاه و وزیرش عقلشان را باز یافته بودند. |
|
در شهری که من به دنیا آمدم زنی با دخترش زندگی می کرد و هر دو در خواب راه می رفتند. یک شب که خاموشی جهان را فرا گرفته بود، آن زن و دخترش که در خواب راه می رفتند در باغ مه گرفتشان به هم رسیدند. مادر به سخن در آمد و گفت (( تویی، تو، دشمن من! تویی که جوانی مرا تباه کردی و زندگی ات را بر روی ویرانه های زندگی من ساختی! کاش می توانستم تو را بکشم )) پس دختر به سخن در آمد و گفت(( ای زن منفور خود خواه و پیر ! که راه آزادی را بر من بسته ای ! که می خواهی زندگی من پژواکی از زندگی خودت باشد ! کاش می مردی! )) در آن لحظه خروسی خواند و هر دو زن از خواب پریدند. مادر با مهربانی گفت (( تویی ، عزیزم؟ )) و دختر با مهربانی پاسخ داد (( بله ، مادر جان. )) |
|
یک بار به مترسکی گفتم ((لابد از ایستادن در این دشت خلوت خسته شده ای. ))
گفت (( لذت ترساندن عمیق و پایدار است، من از آن خسته نمی شوم.))
دمی اندیشیدم و گفتم (( درست است ، چون که من هم مزه این لذت را چشیده ام. ))
گفت (( فقط کسانیکه تنشان از کاه پر شده باشد این لذت را می شناسند. ))
آنگاه من از پیش او رفتم و ندانستم که منظورش ستایش از من بود یا خوار کردن من. یک سال گذشت و در این مدت مترسک فیلسوف شد
هنگامیکه باز از کنار او می گذشتم دیدم دو کلاغ دارند زیر کلاهش لانه می سازند |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
زنجان شناسی آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|